close
تبلیغات در اینترنت
مر واقعی (داستان کوتاه)

مر واقعی (داستان کوتاه)

اسکندر در اثنای عمر به گورستان شهری رسید. دید بر روی قبر ها عمر مردگان از ۵ تا ۱۰ سال تجاوز نمی کند.

از کوتاهی عمر آنها تعجب کرد و از یکی از بزرگان شهر پرسید:

چرا عمر همه صاحبان این قبر ها کم است؟

او گفت:ما زندگی را با نظری دیگر می نگریم ، ما زندگی حقیقی و عمر مفید را حساب می کنیم نه عمر شناسنامه ای و زندگی حیوانی . نباتی اش را.

درباره : داستان کوتاه ,
بازدید : 344
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

برچسب ها :عمر مفید ,داستان ,داستان کوتاه ,حکایت ,صلوات ,اسکندر ,زرین دشت ,
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط خانه سلامتی در تاریخ 1393/11/22 و 16:50 دقیقه ارسال شده است

نگران آینده نباش چون خدا زودتر از تو آنجاست...


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ